تا پای خرید خونه رفتیم ولی بهمش زدیم. چون ترسیدیم خونه مشکلاتی داشته باشه که قابل حل نباشه. شایدم لج کردیم! کی میدونه. از اون طرف صاحب خونمون که توش مستاجریم گفته که میخواد ما بلند شیم. حالا هم خونه نخریدیم هم خونه نداریم که توش زندگی کنیم.
از اون طرف مامانم اینا رفتن برا مصاحبه و منتظریم برا جوابشون.
نینی: مدتیه که داریم تلاش میکنیم حالا چی پیش بیاد، خدا میدون.
امروز دوشنبه ۱۸ سپتامبر و امیدوارم که بهترینها رو تجربه کنیم به زودی.
نوشته شده توسط P.kh در ساعت 22:40 | لینک |
وقتی من ، ما شد...
ما را در سایت وقتی من ، ما شد دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 14 تاريخ: پنجشنبه 13 مهر 1396 ساعت: 23:16