خرید بک لینک

چحهل سالگیامروز دهم اردیبهشته و من چهل سالم تموم شد.هومن داره رستین رو می خوابونه. روزا من باهاشم و کلی خسته میشم . البته که هومن هم میره سر کار و اونم خیلی خستس.جفتمون به استراحت لازم داریم و آرامش. هنوز خونه نخریدیم. این منو کلی اذیت میکنه. ما الان 6 ساله اومدیم ام یکا و من اصلن از این مهاجرت راضی نیستم. شاید اگه ایران میموندیم وضعمون بدتر میشد ولی ما اومدیم که بهتر بشه اما نشده.تصورم از زندگی در چهل سالگی چیز دیگه ای بود.  تقریبن از رسیدن به آرزوهام نامید شدم و هیچ امیدی نیس که به  زندگی خوشی که فکرشو میکردم برسم.خوشا به حال اونایی که از زندگیشون راضین. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ساناز محبی تاريخ: شنبه 1 بهمن 1401 ساعت: 12:55

فیس بوکم خودمو بستم. دلیلشم اینه که ، اونجا آدما خودشون نیستن یا اینکه خیلی خودشونن و مبالغه میکنن. روابط واقعیه از بین رفته، بیشترش کلیشه شده. تولد دوستانی که حتا یادشونم نمیاری تبریک میگی. تولد دوستای صمیمیتم همنجا تبریک میگی. اما اگه اونجا یادت نیاره تولد خودتم یادت میره. اینجا رو دوس دارم. چون فک میکنم خودمم و یه محیط باز و سفید که مثل فیسبوک شلوغ پلوغ نیست. گاهی دلم میگیره، گاهی بیخودی گریه میکنم. گاهی- تازگیها همیشه- از اینکه پیر شدم ناراحتم. پروژه همزمان با بچه خرید خونه است، که الان اینجا یه حباب قیمت ایجاد شده و نمیدونیم چه کنیم. کلا، زندگی سخته.ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ساناز محبی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 13:42

تا پای خرید خونه رفتیم ولی بهمش زدیم. چون ترسیدیم خونه مشکلاتی داشته باشه که قابل حل نباشه. شایدم لج کردیم! کی میدونه. از اون طرف صاحب خونمون که توش مستاجریم گفته که میخواد ما بلند شیم. حالا هم خونه نخریدیم هم خونه نداریم که توش زندگی کنیم. از اون طرف مامانم اینا رفتن برا مصاحبه و منتظریم برا جوابشون. نینی: مدتیه که داریم تلاش میکنیم حالا چی پیش بیاد، خدا میدون. امروز دوشنبه ۱۸ سپتامبر و ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ساناز محبی تاريخ: پنجشنبه 13 مهر 1396 ساعت: 23:16

. Tody is sep 26 and we still are waiting to recieve any news from our landlor

I went to USPS and Certified mailed the cashier check wich I bought yesterday because these idiot .closed our portal to pay rent

.AS all stress that I had and mostly they caused, I am getting my period

نوشته شده توسط P.kh در ساعت 1:4 | لینک |

برچسب: نویسنده: ساناز محبی تاريخ: پنجشنبه 13 مهر 1396 ساعت: 23:16

امروز صبح که پاشدم همش فک میکردم، باردارم. با اینکه نمیخواستام تست کنم، ولی تست کردم ببینم نینی تو دلم هس یا نه؟! نبود. اولش گفتم دیرتر دوباره تست میکنم. و شروع کردم ناخونامو لاک زدن. ولی بعدش ناراحت شدم که چرا نشد؟! بعد هومن هم همینو سوال کرد. کلی دلم گرفت. شاید نباید این جملاتو عمومی کنم ولادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ساناز محبی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 21:35

نمیخوام بگم صبر نمیکنم. چون چارهٔ دیگه ندارم.

اما خستهام از صبر کردن و اینکه فقط باید بگیم که هر چی خدا بخواد.امیدوارم خوب بخواد برام.

نوشته شده توسط P.kh در ساعت 4:30 | لینک |

برچسب: نویسنده: ساناز محبی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 21:35

امروز با مدیرم جلسه داشتم برای عملکرد خودم در سال گذشته.

بعد از جلسه خوشحال هستم. مثل اون زمانهایی که سنم پائین تر بود و هر قدم به جلو برام کلی ارزش داشت.

خوشحالم، و میدونم روزایه خیلی خوبی در انتظارمه.

برچسب: روز شکرگزاری,روز شکرگزاری در آمریکا,روز شکرگزاری در ایران, نویسنده: ساناز محبی تاريخ: چهارشنبه 3 آذر 1395 ساعت: 0:12

فیس بوکم خودمو بستم. دلیلشم اینه که ، اونجا آدما خودشون نیستن یا اینکه خیلی خودشونن و مبالغه میکنن. روابط واقعیه از بین رفته، بیشترش کلیشه شده. تولد دوستانی که حتا یادشونم نمیاری تبریک میگی. تولد دوستای صمیمیتم همنجا تبریک میگی. اما اگه اونجا یادت نیاره تولد خودتم یادت میره. اینجا رو دوس دارم. چون فک میکنم خودمم و یه محیط باز و سفید که مثل فیسبوک شلوغ پلوغ نیست. گاهی دلم میگیره، گاهی بیخودی گریه میکنم. گاهی- تازگیها همیشه- از اینکه پیر شدم ناراحتم. پروژه همزمان با بچه خرید خونه است، که الان اینجا یه حباب قیمت ایجاد شده و نمیدونیم چه کنیم. کلا، ادامه مطلب

برچسب: میخوام اسپانیایی یاد بگیرم, نویسنده: ساناز محبی تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 19:53

نوروز در راهه ، یعنی ساعت 21 و 2 دقیقه و 13 ثانیه روز شنبه 29 اسفند 1388 هجری شمسی اقتباس از دفتر زئوفیزیک دانشگاه تهران ،سال جدید آغاز میشه که سال ببر. ببر یک حیوان یاغی است و همواره در پی قدرت . جشن روز نو یا همون نوروز از فردای اون روز شروع می شه. برخى از پژوهشگران ، ريشه ی تاريخى اين جشن را به "جمشيد پيشدادى" نسبت مى دهند و نوروز را "نوروز جمشيدى" مى خوانند. اين گروه معتقدند كه جمشيدشاه پس از يك سلسله اصلاحات اجتماعى بر تخت زرين نشست و فاصله بين دماوند تا بابل را در يك روز پيمود و آن روز (روز هرمزد) از فروردين ماه بود. چون مردم اين کار شگفت رو ازش ديدند ادامه مطلب

برچسب: هفت سین یا شین,هفت سین یاسین,هفت سین یا هشت شین,هفت سین یا هفت چین,سفره هفت سین یا هفت شین,تاریخچه هفت سین یا هفت شین,سفره هفت سین یاسی,هفت سین یا هشت سین,سفره هفت سین باز یافتی, نویسنده: ساناز محبی تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 17:32

امروز دوشنبه چهارم مهر ۱۳۸۹ . دلشوره دارم .

دارم یه تصمیماتی می گیرم که به آینده من و هومن و زندگی مشترکمون بستگی داره.

از خدا می خوام مارو کمک کنه که درست تصمیم بگیریم. امیدوارم به زودی خبر خوشی رو به اطلاع دوستان و خانوادم برسونم.

برچسب: فقط یه روز عادیه تو قلب من فریادیه,فقط یه روز عادیه, نویسنده: ساناز محبی تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 17:32

امروز یازدهم آذر ماه هزار و سیصد و نود و یک است.

در مطلب " فقط یک روز عادیه" قرار بود یه اتفاق خوب بیفته. قرار بود درس خوندنم رو شروع کنم. خوشحالم که با کمک همسر گلم این کار رو انجام دادم .

الآن هم دارم رو پروژه پایانی خودم کار میکنم. و در عین حال منتظر یک خبر خوب هستم.

برامون دعاکنید چون این خبر خوب جدید میتونه زندگی ما رو بهتر کنه.

برچسب: انتظار شیرین است, نویسنده: ساناز محبی تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 17:31

انتظار به سر اومد و خبر خوش رو دریافت کردیم.

قرارره به زودی مهاجرت کنیم. در کلام آسونه اما اگههههههههههههههههههههههه بدونینننین.

کلی کار داریم که انجام بدیم.

هم اکنون نیازمند دعای خیر شما هستیم.

برچسب: سردرگمی در زندگی,سردرگمی در انتخاب رشته,سردرگمی در ازدواج,سردرگمی,شعر,سردرگمی در انتخاب شغل,سردرگمی (روانشناسی),سردرگمی فرهنگی,سردرگمی در عشق,سردرگمی انسان,سردرگمی به انگلیسی, نویسنده: ساناز محبی تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 17:31

I am so tired of what happening around me. I like to close my eyes and when I open it every thing becomes OK.


برچسب: i need lots of money,i need lots of alone time,i need lots of money now,i need lots of dental work done,i need lots of energy,i need lots of sleep,i need lots of coffee,i need lots of fillings,i need lots of attention,i need lots of affection, نویسنده: ساناز محبی تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 17:31

I am sitting in front of my computer and try to push me to work on my thesis.

nowadays, i don't know my feeling.

we are here in Irvine, it supposed to be happy BUT am I?

I wish we had chance to design our life and could see the future. in that situation I redesign across the world of my life , from first to end.

Day by day is tus to decide. I am exhausted.....




برچسب: confusion,confusion hill,confusion synonym,confusion matrix,confusion definition,confusion pokemon,confusion quotes,confusion icd 10,confusion assessment method,confusion meme, نویسنده: ساناز محبی تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 17:31

صفحه بندی