هومن داره رستین رو می خوابونه. روزا من باهاشم و کلی خسته میشم . البته که هومن هم میره سر کار و اونم خیلی خستس.
جفتمون به استراحت لازم داریم و آرامش.
هنوز خونه نخریدیم. این منو کلی اذیت میکنه. ما الان 6 ساله اومدیم ام یکا و من اصلن از این مهاجرت راضی نیستم. شاید اگه ایران میموندیم وضعمون بدتر میشد ولی ما اومدیم که بهتر بشه اما نشده.
تصورم از زندگی در چهل سالگی چیز دیگه ای بود. تقریبن از رسیدن به آرزوهام نامید شدم و هیچ امیدی نیس که به زندگی خوشی که فکرشو میکردم برسم.
خوشا به حال اونایی که از زندگیشون راضین.
وقتی من ، ما شد...ما را در سایت وقتی من ، ما شد دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 0